معجزه کن مرا..

بالاخره رضا دادم که برم پیش استاد راهنمام . یعنی دیشب تا دیروقت نشستم چند تا مقاله خوندم و خلاصه اش رو بردم پیشش ؛ خوشش اومد . باز به چند تا موضوع منو هدایت کرد و قرار شد دوشنبه باز براش خلاصه ببرم . گفت وقت نمیکنم بخونم اینو خودت بخون .

خوشم میاد ازش پیرمرد خوبیه ولی هی داره به خودم همه چی رو میسپاره تا یاد بگیرم . شاید از ته دلم راضی باشم ازش ولی سر دلم میخواد که مثل سایرین با موضوع آماده کار کنم :دی

+ Writen by  شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۴Time 12:44  هیچ او   |