معجزه کن مرا..

"این پست فاقد محتوا است."

صبح علی الطلوع ، با باز شدن در کتابخونه وارد شدم . با یه عالمه خوراکی چون میدونم به امید جایزه ها من پای درس میشینم.فایل ارائه رو آماده کردم و برای استاد فرستادم. کلی جای تصحیح داشت و گفت درستش کن. منو میگی؟ انگار تموم جونم رو برای تیکه ها و اسلاید های آخر گذاشتم. خسته شدم و الان حدود دو ساعت هست هنوز نتونستم خودمو تشویق کنم به ادامه دادن . ولی باید ادامه داد. ادامه ندیم چی کنیم؟

گفتم بیام اینجا بنویسم شاید نوشتن کمی ذهنمو خالی کرد. اهنگ بی کلام در حال پخشه و من در حال نوشتن . چای کیسه ای که دوست ندارم درست کردم و با ویفر شکلاتی میخورم . حس میکنم همه چیز الان خیلی بهتر است . برنامه ام هنوز تیک نخورده اما همینکه این پست ارسال شود، به سراغش میروم.

+ Writen by  شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳Time 19:48  هیچ او   |