معجزه کن مرا..

جدیدا دوتا آهنگ خیلی خیلی قشنگ میتونه حالم رو عجیب دگرگون کنه. یکی آهنگ کجا بودی محسن چاوشی ، یکی آهنگ دست من نیست از شادمهر عقیلی.با هر دو میتونم بلند بلند بخونم و از زمان جدا بشم.

یه لیوان چای ریختم خستگی ِ زیاد خوابیدن رو از تنم جدا کنه که خب ، گفتم یه اهنگ هم بگذارم و بعد هم گفتم اینجا بنویسم .

حوصله هیچ چیز را ندارم . کاری که باید بکنم را به تعویق میندازم و کاری که نباید را انجام میدهم. خوابیدن و دراز کشیدن و هیچ کاری نکردن.

باید باز دکور اتاق را عوض کنم و از فکر اینکه باز باید این همه وسایل را جا به جا کنم ، خسته ام میکند . و اگر دکور را عوض نکنم و بخاری را توی اتاق نصب نکنم، سرمامیخورم به زودی از هوای سرد اتاق.

راستی جلوی موهایم را هم کوتاه کرده ام و اینبار بسیار خشنود از تغییری که کرده ام هستم. صورتم چنان جوش زده که فکر لباس عروسیم دیگه کم کم با این وضع اسفناک عروسی خودمه فکر کنم.

 

+ Writen by  دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰Time 18:13  هیچ او   |