|
معجزه کن مرا..
|
بنام او..
فردا ششمین سال از نبودن توست.
چه روز ها و شب ها با تموم اتفاقات خوب و بدش بدون تو گذشت . تمام این مدت یک لحظه هم نبوده که دلم برای تو تنگ نشود .
حال که مینویسم، اشک در چشمم حلقه میزند و دلم فشرده میشود . فردا ساعت ۶:۳۰ آخرین بار است که تورا میبینم و برای همیشه دلم برای نگاه مهربانت تنگ میشود .
تازه تازه است . همین لحظه ، حس میشود !
رفته رفته سخت تر شد همه چیز . اینجا دخترکی آرزوی باز دیگر دیدنت را دارد . بازگرد ! این بار من هم با تو می آیم♥️