متن هایم را میفشارم و از لای آنها عطر ِ دوری ِ تو چیکه چیکه میبارد. گل های دامن گل گلی ام آبیاری میشود و بلند میشوند . شاخه گلی میچینم و منتظر ِ تو ، در خیال هایم مینشینم ؛ تا بیایی و عطر دوری را با عطر بودن عوض کنی ، این شاخه های سنگین ِ آبیاری شده را از تنم بیرون بکشی و رنگ ِ قرمزِ لبخند را روی لبم نقاشی کشی..
حالِ درون:
مینیمال نوشت هیچ او
+
Writen by جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۸Time 22:2 هیچ او
|