|
معجزه کن مرا..
|
از عالم و آدم گله دار و از خود بیزار حتی . من دیگر حتی دوست ندارم توی هوای پاییزی راه بروم، دوست دارم یکجا بنشینم و زل بزنم به دیوار سفید و به هیچ چیز فکر نکنم، دوست دارم راحت بخوابم بی استرس !
خالم خوب نیست، درس تعطیل شده و غصه زیاد توی دلم نشسته است!
دعایم کنبد،زیاد ، زیاد دعایم کنید گره ای بزرگ وسط زندگیم افتاده ک قلب خاکستریم را سیاه و سیاه تر میکند و از فرط تنهایی دلم میخواد از خونه بیرون نرم حتی!!
بعد از چندین روز بالاخره امروز رفتم خانوم جانان را دیدم و دلم هوای اتاق به هم ریخته ی کثیفم را کرد و پتویم روی سرم بکشم و ساعت هفت شب عین دیشب بخوابم...
من دارم فنا میشوم!
پ.ن: حتی هوش و حواسم رفته عنوان راه از چهل و یک زدم چهارراه ونه!
#بيژن_نجدی
و امروز انرژی مثبت را با این حال خوبِ باران زده ی دیشب شروع کنیم.
پ.ن: دیروز حس خوب فراوان شد صحبت با سایه جان.*-*