|
معجزه کن مرا..
|
کمی هم دیشب دیر وقت آمدیم و برق رفت و ما موندیم و وبِ از دست رفته یِ آن موقع :)
کمی هم خواب و زیاد دلم برای تک تک تان تنگ بود...
ازاین بچه نازک نارنجی ها نیستم ولی طوری سرم برایم زد که جایش روی دستم شدید درد میکند.
(یه پسره توی داروخانه که بودم داشت نگاهم میکرد،چنان اخمی بهش کردم که دیگر جرئت نکند از گوشه ی چشم هم به من نگاه کند)
چقدر جدیدا من زود به زود کتاب میخونم و میروم کتاب خانه؟شاید عاشقِ این تنهایی قدم زدن ها و سریع رسیدن ها و توی حیاط نشستن و نشستن و نشستن هایش شده ام..
(دلم این تنهایی را زیاد میخواهد وقتی میدانم کسی پیدا نمیکنم یا هرکس میآید رفتنی ست...)
_بانوی ِ عالم از رفتنت هزارها سال میگذرد ولی هرروز ، برای نبودنت دیر است و دلم شدید امشب میگیرد .
ستاره جآن کجا بار و بندیلت را جمع کردی؟! این است رسمش ؟!
سایه جآن چطور دلت می آید بروی؟ زندگیِ هرکس طوریست خب هرکس آهِ تورا کشید باید بروی؟پس ماچه؟! آدم نیستیم؟
میس جوکر!شما چرا نظرات را بسته اید؟مگر میشود هیچ نگوییم از برای ِ شما ؟!
و فکر کنم اگر توضیح رو بشنوید بهتر است تا پیش خودتان فکر کنید و حرص بخورید..
گفتم من همیشه زنگ میزدم و آخرین باری که دیدم شما انگار دلتان نمیخواهد مرا و جواب زنگ هایم را نمیدهی، دیگر تماس نگرفتم!
گفت دلیلش را خندید و گفت اگر میخواستم حالت را بپرسم پیام میدادم اگر نه که دیگر هیچ!
گفتم پس دیگر هیچ بود؟
خندید و نشست و به نگاه به آن سنگ ِ سرد اشک هایش روان شد...
مسئول اونجا قبول نکرد و منو فرستاد باز وقت بگیر و دکتر برو وآزمایش بنویسد و خلاصه در این حین، هندزفری از گوش هایمان برداشته بودیم تا بشنویم صدای بیرون را که یک لحظه وسط خیابانهندزفری از شانه هایمان افتاد پایین و پایمان در آن گیر کرد و این هندزفری نو، دوتیکه شد!یک هفته بود خریده بودمش! دشمن ِ هندزفری منم فقط..
خداروشکر زمین نخوردم وسط خیابان!
بعداز انجام کارها، رفتم توی مغازه ها کمی سرک کشیدم و لباس های نو را ذوق نگاه میکردم و بیرون می آمدم با دست ِ خالی.
این تنها بیرون رفتن را عجیب دوست دارم چون خامه و بستنی ای که خریده بودیم، همه اش را خودم تنها نوش جآن کردم :)
+روز قبل هم با یکی از بچه ها رفتیم بیرون و بستنی و یک عدد روسری قشنگ خریدم و خامه و عجیب در آن هوای سرد بر دلمان نشست ! و در آخر وقتی برگشتم خانه،کلید نداشتم و پشت در ماندم و نزدیک هم نبودند تا بیایند خانه . منم ریلکس توی کوچه نشستم در خانه :)