معجزه کن مرا..

به وقت تولد من سلام .

برای تو می‌نویسم هیچ او که بیست سالگی را پر و شمعش را فوت کردی . برای تو که امشب دو کیک تولد گیرت امد . برای تو که کلاه نارنجی قابلمه وار سرت گذاشتی و خندیدی . برای تو که به وقت ۱۲:۰۰ بد اخلاق ترین آدم روی زمین شدی و گریه کردی . برای تو که با تمام دلتنگی ها خندیدی. برای تو که نگاه زیبایش را فراموش نکردی ‌. برای تو که با دندان دردت یک هفته هست میخندی . برای تو که کیکت را می‌بری با خنده بغض . برای تو که سوپرایز میشوی. برای تو دختر ِِعزیز بابا ، دختر ِِعزیز مامان ! برای تو که گوشیت پیام تبریک گرفت و زنگ خورد و تصویری گرفتند تا لبخندت را ببینند . برای تو که بد اخلاق ترین دختر بیست ساله ی امشبی ! 

برای تو که تصمیم گرفتی بزرگ شوی و فکر کردی  بزرگ شده ای اما هنوز ، کار زیاد داری تا برسی! 

ازت قول می‌خوام تا قوی باشی ، کم نیاری، جا نزنی، بخندی ، بخندی و بخندی..

هیچ او ، لطفا کمی عاقل باش :دی 

برای تو که سرت درد می‌کند بخاطر گریه امشب که سبکت کرد ، که بار دلتنگی را کم کرد ، که خوابت می آید اما هنوز می‌نویسی تا به وقت ساعت ۴, به وقت به دنیا امدنت اینجا ثبت کنی.

هیچ او شاید گفته باشم از تو خسته شدم اما نمیشود تورا دور انداخت که . آخر تو یکسال اخیر منی . این یکسال راضی نبودی؟ سال بعد را راضی باش و دستم را بگیر تا محکم بمانیم . دندانم تیر میکشد ، انگار عصب کشی میخواد اما تو بنویس .

هیچ او تو خنده ات ‌را داشته باشه . دعا کن تا خدا به همه مان سلامتی بدهد.

 عاقبت بخیر شویم ، شاد باشیم .

هیچ او یادت نره تو هرقدر خسته ، هرقدر مطابق من نباشی آخر دوستت دارم .

دخترک نارنجی سفیدی زمستان و سرمای زمستان بمان . نارنجی پر شور و شوق .

راستی یادت نرود تو هر قدر بزرگ شوی هنوز هم همان هیچ اوی ِِپنج ساله ای که توی خیال هایش سوار ماشین شده و خیلی ها را سوار به آن به مشهد می‌برد .

همان‌قدر خیال بافی کن و دنیای بچه گانه ت را حفظ کن .

در ضمن ، دوستت دارم .

به وقت بیست سالگی‌، ۳دی ۹۹🍃

+ Writen by  چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۹Time 3:51  هیچ او   | 

امشب من غمگین ترین بیست ساله ِ دنیام! 

 

+ Writen by  چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۹Time 0:43  هیچ او   |