معجزه کن مرا..
و قسم به زمانی که دلت سخت از اطرافیانت میگیرد و چشمه ی اشکت می‌جوشد و زود رنجی ات را به پای بی جنبگی ات میگذارند و اشک اشک اشک و اشک‌سهم تو از خنده های آن ها میشود :)

پ.ن: یک روز که یک کار را ممنوع میکنند برایت ، دست دلت را بگیر و قدر‌هم ک مشتاقی برای آن کار ، بیخیالش شو.. چند سال بعد عاقبتش را میبینی !


حالِ درون: هیچ او اینجا جمله ای کوتاه مینویسد
+ Writen by  دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۷Time 14:26  هیچ او   | 

من همان مهمانی هستم که دلم نیامد دلشان را بشکنم و در سه جای مختلف در یک شب ، شام خوردم!

پ.ن: پر خوری هم عواقبی دارد !


حالِ درون: هیچ او اینجا جمله ای کوتاه مینویسد
+ Writen by  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۷Time 4:56  هیچ او   | 

در این شب بارانی عجیب خواب میچسبد ، چیزی که دلم نمیخواهد :)


حالِ درون: هیچ او اینجا جمله ای کوتاه مینویسد
+ Writen by  سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۷Time 2:9  هیچ او   | 

میخواهم خودم را چنان دوست داشته باشم ، که بی رحمی دیگران در حقم نابودم نکند...

#درس_اول

پ.ن: هیچ او را با روی دیگرش بشناسید ! 

پ.ن ۱: تمام ِ احساسات ِ درونم را دور میریزم.

پ.ن۲: هرقدرم سخت باشد رفیق ، من تنهایی از پیش بر می آیم.

پ.ن۳:اینجا آخر خط نیست ! فقط من با تمام سختی هایش دورت میکنم از دلم.


حالِ درون: هیچ او با خودش حرف میزند
+ Writen by  دوشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۷Time 15:44  هیچ او   | 

سرم پر از درد است ، خیلی خیلی شدید! تنفگم کو؟ تیری بزنم توی پایم . می‌پرسید چرا نمی‌گویم سرم؟ خب من دلم نمی‌خواد بمیرم توی این همه زیبایی زندگی . خب می‌پرسید کجایش زیباست ؟ همین ک امروز بدتر از فردا نیست ، همین زیباست. خب حالا چ ربط داشت ب تیر زدن توی پایم؟ درد پا ، باعث میشود درد سرم را فراموش کنم. اصلا این سفسطه ها چیست ؟ خب هیچ ! زده است به سرم همین 

اهمیتی ندهید و آرام از کنارش رد شوید انگار ن انگار که خوانده اید


حالِ درون: هیچ او اینجا جمله ای کوتاه مینویسد
+ Writen by  پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۷Time 19:47  هیچ او   |